تبلیغات
ܓ✿ کـوچـ ه اقـاقـیـا ܓ✿ - چند تـا تکـ بیتــی .!.!.!.

ܓ✿ کـوچـ ه اقـاقـیـا ܓ✿

چند تـا تکـ بیتــی .!.!.!.


همچو آن تشنه که راهش بزند موج سراب
اشتباه از نگه گاه به گاهش کردم

گلچین معانی



وه! که یک اهل دل نمی یابم
که به او شرح حال خود گویم
محرمی کو که یک نفس با او
قصه ی پر ملال خود گویم؟

سیمین بهبهانی



دل تشنه شد و در تو گمان برد که آب است
بیچاره ندانست فریبنده سراب است

ابولحسن ورزی



گویند روز هر کسی آئینه ی فردای اوست
از تیره روزی های من پیدا بود فردای من

پارسای تویسرکانی



افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند بجا تا نربایند دگر
ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه میکشیم نایند دگر

خیام



هیچ دانی روزگار حیله گر با من چه کرد؟
سالها عمر عبث داد و جوانی را گرفت!

مهدی سهیلی



گل محمدی من ، مپرس حال مرا
به غم ، دچار چنانم که غم دچار من است

استاد فاضل نظری



روزی که کلک تقدیر در پنجه ی قضا بود
بر لوح آفرینش ، غم سرنوشت ما بود

غبار همدانی



فرسوده بند الفت با صد گره نیرزد
پیمان سست و بیجا ای گل نبسته بهتر

هما میرافشار



در ازل خاک وجود هر کسی می بیختند
حصه* ی من کمتر آمد ، غم در آن آمیختند

مسیح الدین مسیحا


*حصه
فرهنگ فارسی معین

(حِ صِّ) [ ع . حصة ] (اِ.) بهره ، نصیب . ج . حصص .



چون حلقه ی کعبه است سزاوار پرستش
چشمی که نگاه هوس آلود ندارد

صائب



دماغ ِ درد و دل گفتن ندارم
نمیفهمی زبان بی زبانی

محمد اردبیلی



چه حرف ها که درونم نگفته می ماند
خوشا به حال شماها که شاعری بلدید

رضا احسان پور





طبقه بندی: اشـعــآر نـآب،
+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر 1392ساعت 08:10 ب.ظ توسط مـعـصـومــه بـارانــی رهـگـــذر()