تبلیغات
ܓ✿ کـوچـ ه اقـاقـیـا ܓ✿ - میـ خـاهَـم اَز تــــــُ ـــــو بنـویـسَـم...

ܓ✿ کـوچـ ه اقـاقـیـا ܓ✿

میـ خـاهَـم اَز تــــــُ ـــــو بنـویـسَـم...


به نام حضرت ِ مـــادر

به نام حسرت  ُ دوری

به نام خونهء سرد ُ

به نام این دل ِ خونی

 

واژه واژه، کلمه کلمه، خط به خط ، میخاهم از تو بنویسم

از تو ...

از نبودنت...

از حق نبودن این تقدیر...



دلتنگم...

عزیز ِجانم سالهاست که بسترش خاک سرد گورستان شده و داغ  آغوشش را بر دلم نهادینه کرده...

هجا هجای نامش سالهاست در گلویم خشکیده و محبوس تا زمانی که دست روزگار روح پرتلاطمم را همجوارش کند.

"مــادر"

 

مــادر دیگر جان ندارَد...

مــادر دیگر نان نمی پزَد...

مــادر دیگر رخت چرکهای مرا نمی شویَد...

مــادر دیگر غذا نمی پزَد...

مــادر دیگر نَـفَـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـس نمی کشد...

مــادر دیگر سالهاست که از قاب آسمان نظاره گر خستگی های ماست

سالهاست که نبودش بغضی گلوگیر شده...

تاریکی خانه از نبود توست...این حال آشفته، این تنهایی، این گوشه گیری، این مردم گریزی، این همه بلا

تنها و تنها از نبود توست

میفهمی مادرجان

آآآآخ

نامت آآآآه از دلم میکَند به سمت عرش...

 

خدا؛ تسلیت به من بگو

تسلی ده نازک دلم را

تسخیرش کن تا تمام نشده...

 

تسلیت قلب بیچاره ام ... تسلیت





طبقه بندی: مـ❤ـآدر مــטּ،
+ نوشته شده در شنبه 1 شهریور 1393ساعت 08:00 ق.ظ توسط مـعـصـومــه بـارانــی رهـگـــذر()